بحران اقتصاد جهانی و طرح تحول اقتصادی
بالاخره پس از ماهها كه مسوولان مملكت بیان میكردند كه اقتصاد ایران به دلیل هضم نشدن در اقتصاد جهانی، تاثیری از این بحران نمیپذیرد، وزیر امور اقتصاد و دارایی بهعنوان سكاندار اقتصاد كشور، اذعان كردند كه موج دوم بحران به ایران نیز رسیده است و باید تمهیداتی در این زمینه اندیشیده شود.
منتها نكته جالب توجه این است كه طرح تحول اقتصادی و هدفمند كردن یارانهها، بهعنوان راهحلی برای این مشكل یاد میشود به این بهانه، یك بار دیگر، سخنان چهار سال پیش مسوولان را یادآوری میكنیم كه میگفتند معنی ندارد كه هر ساله ۲۰ درصد به قیمتها افزوده میشود و بنگاهها خصوصا دولتیها، عدم بهرهوری خویش را در پشت این افزایش قیمتها پنهان میسازند. بهعنوان مثال در مورد بنزین گفته میشد با بالا بردن بهرهوری پالایشگاهها میتوان واردات بنزین را محدود كرد.
با این تفكر، طرح تثبیت قیمتها به اجرا گذاشته شد كه ثمره آن هم مشاهده شد. حالا میخواهیم از این طرف پشتبام به زمین بیفتیم؛ طوری كه برای نجات اقتصاد كشور از این بحران طرح تحول اقتصادی پیشنهاد میشود. در این میان هیچكس بحث بهرهوری را به یاد نمیآورد. زمانی كه عوامل تولید به قیمت جهانی یا چیزی نزدیك به آن به قیمت تمامشده به مردم و تشكلهای اقتصادی عرضه میشود، آنها باید حق انتخاب محصولات و خدماتی را كه خریداری میكنند، داشته باشند، یعنی باید حصار تعرفه حذف شود تا در یك محیط رقابتی مردم حق انتخاب داشته باشند ولی جالب آنجا است كه هیچكدام از مسوولان در این زمینه سخنی به میان نمیآورند.
یكی دیگر از راههایی كه برای حذف كسر بودجه دولت پیشنهاد میشود بالا بردن نرخ برابری دلار در برابر ریال است. جمعی از مسوولان اعتقاد دارند كه وقتی در حال حاضر مثلا ۲۵ درصد تورم داریم، چگونه نرخ برابری دلار و ریال ثابت است. این نرخ بر مبنای محاسبات باید به حدود ۱۵۰۰ تومان برسد تا دولت هنگامی كه دلار را به ریال تبدیل میكند، مبلغ كسب و كسر بودجه را جبران كند. این اتفاق خودبهخود زمانی كه دولت ارز كمتری در اختیار داشته باشد تا بازار را تنظیم كند، خواهد افتاد. اما از این مسوولان باید پرسید آیا زمانی كه دلار در حدود ۳۰ درصد از ارزش خود را از دست داد، شما اجازه دادید كه نرخ برابری دلار با ریال به حدود ۶۰۰ برسد؟ نمیشود تنها زمانی كه یك ابزار به منفعت ما بود، از آن استفاده كنیم.
در مجموع به نظر میرسد كه برای كسری بودجه دولت باید راهكارهای مناسبتری اندیشیده شود و در طرح تحول اقتصادی مهمترین سوال پاسخ داده شود كه آیا قرار است بار عدم بهرهوری بنگاههای تولیدی و بهطور كلی عقبماندگی تكنولوژیكی كشور را مصرفكننده نگونبخت پرداخت كند؟