صندوق بین المللی پول در گزارش «چشم انداز اقتصاد جهان در سال 2009» به بررسی شاخص های مختلف اقتصادی در کشورهای جهان پرداخته است.
در این گزارش مواردی همچون میزان رشد تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم، شاخص های مالی، تجارت، تراز حساب جاری و تراز پرداخت کشورهای مختلف مورد بررسی و پیش بینی قرار گرفته است. در گزارش صندوق میزان نرخ تورم در کشورها و مناطق مختلف جهان طی سال های 2000-1991 و 2001 تا 2014 اعلام و پیش بینی شده است. براساس این گزارش، در سال 2009 برخی کشورها با افزایش چشمگیر نرخ تورم مواجه خواهند شد و این در حالی است که برخی دیگر شاهد رشد منفی نرخ تورم خواهند بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 2:6  توسط نادر
|
درزمانه ای زندگی می کنیم که آدمها دائما از بدبختی صحبت می کنندواز مشکلاتشان دم می زنند.خوشبختی وبدبختی ، موفقیت وشکست ورسیدن به آرزوها دقیقا دست خودمان است. افرادی که غر می زنند به جایی نمی رسند. ما عادت کرده ایم که دائما تقصیر مشکلاتمان را گردن دیگران بیاندازیم. ولی هر زمان که انگشت اشاره مان به سمت دیگران است ودیگران را مقصر می دانیم سه انگشت دیگر به سمت خودمان است. یعنی خودمان مقصر هستیم. وشصت رو به بالا می گوید خدا شاهد است خودت مقصر هستی .بعضی ها حرفه ای اندو گردن خدا می اندازند:خدامقدر کرده! متاسفانه آگاهی کم در ارتباط با مسائل دینی باعث شده تامشکلات را به خدا نسبت دهیم. خدا درقرآن می فرماید: همه ی بدیهایی که در زندگی به شما می رسد از جانب خودتان است وبه خدا ارتباطی ندارد. بعضی ها عادت کرده اند بگویند خدا مقدر کرده است. ما انتخاب می کنیم که تقدیر ما چه باشد. دست خودمان است که زندگی هامان را به سادگی عوض کنیم. خیلی چیزها که برایمان آرزو شده است ،خودمان مقصریم که به آن نرسیده ایم.
مغز انسان بسیار بسیار توانمند است. کامپیوتری که در هر ثانیه می تواند،چهار میلیون محاسبه کند،اگر به مدت صد سال کار کند، این کارکرد به اندازه ی کار کرد یک ثانیه ی مغز انسان است.در طول زندگی 88% مغز ما دست نخورده باقی می ماند وبا ما به گور می رود. 12% بقیه را هم به بدترین شکل استفاده می کنیم.
هر کاری که می کنیم دستور آن را مغز می دهد. اگر مغز را با یک خط افقی به دو قسمت تقسیمکنیم، قسمت بالا وپایین مغز را می سازد. کارهایی که ارادی است را نیمه ی بالای مغز دستور می- دهد یا همان نیمه ی خود آگاه مغز. کارهایی را می کنیم که غیر ارادی است مثل کار کردن دستگاههای داخلی بدن که بدون اراده ی ماست وفرمان آن را نیمه ی پایینی مغز می دهد.،یا همانضمیر ناخودآگاه .انسانی که هفتاد سال عمر می کند، درطول هفتاد سال زندگی قلبش دوونیم میلیارد بار می زند وفرمان دانه دانه ی آن را ضمیر ناخودآگاه یا نیمه ی پایین مغز می دهد.نیمه ی پایین مغز دقیق ومنظم وعالی عمل می کند.پس چرا خواسته هایمان را در طول زندگی به نیمه پایین مغز ندهیم که ما را به نتیجه ی عالی برساند؟یکی از دلایل عدم استجابت دعا نیز این است که دعا را به نیمه ی پایین مغز منتقل نکرده ایم.امروز می خواهیم این امر را یاد بگیریم.درابتدا تفاوتهای دو قسمت بالایی وپایینی مغز را با هم مرور می کنیم:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:39  توسط نادر
|

آقای رابرت تورو کیوساکی، سرمایه گذار، صاحب کسب و کار، میلیونر، نویسنده و سخنرانی است که حالا نامی آشنا در عرصه تجارت و کسب و کار شده است. وی این شهرت را مدیون نوشتن 18 کتابی است که در یک فاصله زمانی ده ساله نوشته که تنها سری کتابهای پدر پولدار وی بیش از بیست و ششش میلیون نسخه در سراسر جهان به فروش رفته است.
وی یک آمریکای ژاپنی تبار است که از کودکی در تب و تاب ثروتمند شدن میسوخته و همین شور و اشتیاق او باعث شده تا سه دهه از عمرش را در کنف حمایت و آموزش مربی و راهبرش که خودش او را پدر پولدار مینامد سپری کند. او در پرتو آموزشهای پدر پولدار و جسارت و عمل گرایی خودش، حالا در وسط میدان کسب و کار گام بر میدارد و نبضش با نبض تجارت و کسب و کار میزند. او شنونده خوبی برای اهنگ زمان است و حالا که دست بر روی شاخه ای از کسب و کار یعنی بازاریابی شبکه ای گذاشته، معلوم است که چیز قابل توجهی دیده و شنیده و لمس کرده است. عجیب است اگر بدانید او بدون اینکه در این کسب و کار فعالیتی داشته باشد و چیزی نصیبش شود از آن تعریف و تمجید میکند و این خود شاید گواه خوبی برای موضع بی طرفانه اش باشد. او برای این کسب و کار ارزشهایی را بر میشمارد و از قول پدر پولدارش میگوید:
" شما میتوانید با حریص و فرومایه بودن پولدار شوید و نیز میتوانید با گرانمایگی و بخشندگی پولدار شوید روشی که انتخاب میکنید راهی است که با ارزشهای بنیادی درون شما بیشترین تطابق را دارد."
همین یک جمله کلیدی، چراغ راهی است برای تمام کسانی که میخواهند در این بازار مکاره رنگارنگ و انباشته از طاووسها و بوقلمونها قدم بگذارند. چون اگر ما ندانیم که به چه عرصه ای وارد شده ایم رک و راست باید بگوئیم که کلاهمان پس معرکه است. عرصه ای که در آن باید برای یاری رساندن به دیگران قدم برداشت و به همین ترتیب است که کیوساکی در جمله ای تأثیرگذار از کتاب «دانشکده کسب و کار» خود با بررسی بازاریابی شبکه ای میگوید:
"سرانجام کسب و کاری یافتم که روح دارد و با انسانها با دلسوزی و عطوفت برخورد میکند"
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 0:34  توسط نادر
|