دستفروش دوره گرد
دستفروش پس کوچه های دنیای مجازی
آیا میدانید ؟! 2- سخت کوشی – بیش از سایرین خوب به هر حال هیچ یک از این دو مورد کارهای جالبی به نظر نمی رسند و با برنامه های تبلیغاتی که شعار "با شرکت در مسابقه ما یک میلیون دلار می برید" همخوانی ندارند؛ اما به راستی تا کنون به این مطلب فکر کرده اید که چگونه می توانید پولدار شوید؟ البته منظور من پولدار شدن های یک شبه نیست، بلکه پولدار شدن از طریق برنامه ریزی می باشد. به خواندن ادامه دهید تا ببینید از همین امروز چه کارهایی میتوانید انجام دهید تا فردا پولدارتر شوید. درس اول: داستان پولی خود را بازنویسی کنید همه ما برای خود داستانی در مورد پول هایمان داریم که من به آن "نقشه پولها" میگویم. این درست همان راهی است که شما در ذهن برای خود خلق کرده و به صورت ناخودآگاه در زندگی آنرا دنبال می کنید. این نوع طرز تفکر می تواند شما را به پول نزدیک تر کرده و یا از آن دورتر کند. برای بیشتر ما که همیشه در طول زندگی خود عباراتی نظیر: "ما قدرت خرید آنرا نداریم" ، "من که پول چاپ نمی کنم" ، "هیچ کسی نیست که هم پولدار باشد و هم خوشحال" را از زبان اطرافیانمان می شنویم، به این نتیجه می رسیم که پس انداز پول کار دشواری است؛ اما نباید با این طرز تفکر غلط برای خود محدودیت ایجاد کنید و میزان سپرده حسابتان همیشه زیر صفر باشد. باید نوعی بازبینی مجدد بر روی دخل و خرج خود داشته باشید. باید تمام تصورات غلط را در ذهن خود دور بریزید و خودتان را از نظر اقتصادی مستقل کنید. نحوه تفکر خود بر روی پول و افراد پولدار را تغییر دهید. دکتر "هارو اکر" نویسنده کتاب: "اسرار ذهن میلیونر" معتقد است که باید به برخی چیزها اعتراف کنید. حالا چرا اعتراف و نه اثبات؟ بر اساس فرهنگ لغت اعتراف یعنی: "پذیرفتن یک بیانیه و یا موقعیت با میل و رغبت باطنی" بنابراین اگر در زندگی خود به دنبال موفقیت هستید، باید داستان پول های خود را بازبینی کرده و آن را از نو بازنویسی نمایید. شاید در نگاه اول این امر قدری دشوار به نظر برسد، ولی آیا می خواهید قدری کارهای دشوار انجام دهید و پولدار باشید و یا نه ترجیح می دهید راحت طلب و بی پول باشید؟ درس دوم: هوس پول خرج کردن را محدود کنید بر اساس آمارهای بدست آمده، هر دانشجو در حدود دو میلیون ریال به صندوق های قرض الحسنه بدهکار است و این رقم پس از فارغ التحصیلی به 5 میلیون ریال نیز میرسد. از آنجایی که سود وام ها اغلب زیاد می باشد هر چقدر بیشتر در پس دادن آنها تعلل کنید، مجبور به پرداخت هزینه های بیشتری خواهید شد. بهتر است تا آنجایی که می توانید بر روی باز پرداخت وام های خود تمرکز کنید و سعی کنید میزان سپرده کلی خود را تا آنجایی که می توانید افزایش دهید. با این کار اعتبار خود را در بانک ها افزایش می دهید. اعتبار هم ربطی به میزان پول نقدی که در حساب خود خوابانده اید ندارد، به طور معمول، کمترین میزان پرداخت شما در هر ماه می تواند 4% از کل بدهیتان را در بر بگیرد. اگر قرار باشد 5 میلیون تومان را در 18 نوبت پرداخت کنید، می توان گفت که تقریباً با ماهی دویست هزار تومان به راحتی می توانید این کار را انجام دهید. شاید مدت زمان بسیار زیاد برای انجام دادن این کار احتیاج باشد، اما پس از اینکه حساب خود را تصفیه کردید، اعتبار بالایی نیز از آنتان خواهد شد و به هر حال میزان بازپرداخت هم زیاد نبوده و اصلاً متوجه هم نخواهید شد. درس سوم: پس انداز کردن هر یک تومان درس اول و دوم به راحتی به شما کمک می کنند که درس سوم را بتوانید به درستی انجام دهید. طبق ارزش های پولی و مالی می توان اظهار داشت که هر هزار تومانی که امروز پس انداز کنید، در آینده می تواند ارزش بسی بالاتری داشته باشد. اگر شما تصمیم جدی در پس انداز کردن پول هایتان گرفته اید، باید به خاطر داشته باشید که این شما هستید که باید به آنها بگویید که کجا بروند نه اینکه تعجب کنید که آنها خودشان کجا می روند! و اگر هم در حال حاضر برنامه ای برای سرمایه گذاری پول هایتان ندارید، بهتر است فعلاً یک حساب پس انداز موقتی باز کنید. همچنان که شما به نحوه پس انداز پول هایتان فکر می کنید، باید به این نکته توجه داشته باشید که روزها، هفته ها و ماهها در حال سپری شدن است. پول شما می تواند در طول این مدت برایتان کار کرده و سود بسیار زیادی را عایدتان کند. حتی اگر 50 یا 100 هزار تومان هم دارید، اصلاً مهم نیست، تنها نکته مهم که باید به خاطر داشته باشید این است که تعلل بیش از اندازه به هیچ وجه جایز نمی باشد. شادمان باشید. چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟ شما تجربهی کشاورزی دارید؟ فکر کنید که قرار است یک باغ را آبیاری کنید. کدام روش را انتخاب میکنید؟ یک تانکر آب میخرید. در اول فصل محصول آن را با یک شلنگ به زمین باغ میبندید و همهاش را خالی میکنید. حالا تا آخر فصل منتظر میمانید تا محصولتان به ثمر برسد. یک تانکر آب را با شلنگهای باریکی به سراسر باغ متصل میکنید تا قطره، قطره، در تمام طول سال به گیاهان آب برسانند. نیازی به پاسخ نیست. لاید خودتان نکته را گرفتهاید ... برای رشد یک سازمان، هر سازمانی، باید اندیشه را آرام و مداوم به سازمانتان تزریق کنید. آرام و مداوم؛ کار تزریق اندیشه هرگز پایان نمییابد. به محض آن که میزان آن را کافی دانستید و تزریق را قطع کردید، مزرعهتان میخشکد. اندیشه را باید آرام، مداوم، با تکرار و همیشگی به سازمان تزریق کرد. مکرر و مداوم. یکی از ویژگیهای مهم هر مدیریتی، باور کردن و پذیرفتن تواناییهای دیگران است. به ویژه در کار نتورک این ویژگی اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که «شما باید دیگران را جانشین خود کنید». هیچکس در ابتدا کامل نیست. وقتی شما وظیفهای را به دوش کس دیگری اما اگر پدر و مادری، به دلیل این که فرزندشان هنوز راه رفتن بلد نیست و ممکن است بیفتد، همیشه او را بغل کنند، آن بچه هرگز و هرگز راه رفتن را یاد نخواهد گرفت. مسألهی دیگر برخورد ما با اشتباهات دیگران است. پدر و مادر، باور دارند که فرزندشان با وجود این که حالا فقط یک قدم برمیدارد، به زودی خواهد دود. برای همین، وقتی که میافتد، سرزنش و اخموتخم نمیکنند؛ بلکه با خنده و بازی، کودک را به برداشتن یک قدم بیشتر و امتحان کردن دوباره و دوباره و دوباره تشویق میکنند. همهی ما راه رفتن را همینطور یاد گرفتهایم و همینطور به فرزندانمان یاد دادهایم؛ پس چرا فکر میکنیم در کارهای دیگر طور دیگری است؟ الهی! اول تو بودی و آخر تویی همه تویی و بس . باقی هوس. الهی! ضعیفان را پناهی و مومنان را گواهی چه عزیز است آنکس که تو خواهی. خداوندا ! یک دل پردرد و یک جان پرزجر - عزیز دو گیتی ! این بیچاره را چه تدبیر! مهربانا ! اکنون که در غرقابم دستم گیر که گرم افتادم. الهی ! ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت و ای بخشنده بی منت ای داننده رازها ای شنونده آوازها ای بیننده نمازها ای شناسنده نامها ای رساننده گامها ای مطلع برحقایق ای مهربان بر خلایق عذرهای ما را بپذیر که تو غنی و ما فقیر وبر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر - از بنده خطا آید و ذلت . و از تو عطا آید و رحمت. برگرفته از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری خدایا چشمان کوچک مرا به وسعت کائنات بی انتهایت بگشا تا ذره ای از نعمتهای بی شمار تو را نادیده نگیرم
آدم های پولدار میانگین هوشی بالاتری نسبت به سایر افراد ندارند، اما انتخاب های آنها در مورد نحوه خرج کردن پول و صرف زمان با بقیه افراد فرق می کند. بر اساس نوشته های دکتر توماس استنلی در کتاب "ذهن میلیونر"، 5 "عامل موفقیت" وجود دارد که 80% از سرمایه داران بزرگ دنیا با آن موافق هستند و جزء اصلی ترین عوامل رسیدن به موفقیت به شمار می روند. دو نمونه از این عوامل به شرح زیر می باشند:
- انضباط – کنترل فردی
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، ده سال قبل شروع شد.
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند؟ آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه.
به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."
این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود.
با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.
در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می دهند.
آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می بینند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند...
اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند، ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند.
ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است، و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.
از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.
این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.
و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.
چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.
پیش از یک دیدار یا یک تماس تلفنی مهم، آن را برای خود مجسم کنید و خود را در آن موفق ببینید. بخت و اقبال اغلب همان چیزی است که انتظارش را دارید.
معمولاً نرخ سود در کشورهای پیشرفته به صورت مستقیم از سوی بانک مرکزی تعیین نمی شود و عامل اصلی تعیین کننده آن عرضه و تقاضای پول است. اما بانک مرکزی با ابزارهایی که در اختیار دارد می تواند نقش موثری در تعیین نرخ سود ایفا کند. یکی از این ابزارها، نرخ تنزیل مجدد بانک ها نزد بانک مرکزی است به طوری که در زمان کمبود نقدینگی این نرخ کاهش داده می شود تا بانک ها بتوانند با افزایش منابع تسهیلات بیشتری پرداخت کنند و بالعکس.
بنابراین نرخ تنزیل مجدد عامل مهمی است که در عرضه پول بسیار تاثیرگذار است و دست بانک ها را باز می گذارد.
عامل دیگر، سپرده قانونی بانک ها نزد بانک مرکزی است که با این سیاست، بانک مرکزی حجم پول و تورم را کنترل می کند.
عامل سوم نیز نرخ بهره بین بانکی یا لایبر است که بانک ها در زمان نیاز به یکدیگر تسهیلات با نرخ لایبر پرداخت می کنند.
عامل چهارمی که در این بازار نقش دارد عملیات بازار باز است و طی این عملیات، بانک مرکزی اوراق قرضه دولتی یا اوراق خزانه را می فروشد.
اینها عواملی هستند که بر میزان اعتباردهی بانک ها اثر می گذارند. اگر هر یک از این عوامل دچار تغییر شوند به راحتی می توان اثرات آن را بر نظام پولی و مالی کشور مشاهده کرد.
اما در ایران نرخ سود تسهیلات و سپرده ها به صورت مستقیم توسط بانک مرکزی تعیین می شود.
این نرخ به طور غیرمستقیم بر نرخ سود سپرده ها اثرگذار است بنابراین نرخ سود باید به صورت درست و منطقی و براساس نرخ تورم و بدون تاخیر تعیین شود. در صورت وقوع تاخیر در تعیین و ابلاغ نرخ سود هر دو گروه سپرده گذاران و گیرندگان تسهیلات با بلاتکلیفی مواجه می شوند زیرا نمی دانند چه نرخ سودی برای انواع سپرده ها در نظر گرفته خواهد شد.
در این صورت افراد برای سرمایه گذاری مازاد پس انداز خود به بازارهای سودده دیگری روی می آورند. در شرایط فعلی که بازار مسکن در رکود به سر می برد و بازار سرمایه نیز در شرایط نه چندان مناسب قرار دارد تمایل افراد برای سپرده گذاری در این بازارها با کاهش روبه رو شده و وجوه در دست افراد، به مصرف بیشتر و افزایش تورم گرایش بیشتری دارد.
فعالیت های اقتصادی نیز که پس از پایان تعطیلات دوباره از سرگرفته می شوند با عدم پرداخت تسهیلات شبکه بانکی در بلاتکلیفی و رکود نسبی به سر می برند. حتی اگر برخی از صاحبان صنایع و واحدهای تولیدی نیز برای تامین سرمایه در گردش خود به اعتبارات کوتاه مدت نیاز داشته باشند باز هم با معضل توقف پرداخت تسهیلات به دلیل عدم تعیین نرخ سود مواجه می شوند. با تاخیر در اعلان نرخ سود تسهیلات بانکی عملاً چرخه اقتصاد معطل می ماند و سپرده گذار، بانک، تسهیلات گیرنده و فعالان اقتصادی دچار بلاتکلیفی هستند و بیشتر فعالیت های اقتصادی به حالت تعلیق نسبی درمی آیند و ادامه این روند قطعاً به سود نظام اقتصادی کشور نیست. با توجه به آنکه ایران در سال جاری شاهد اثرات بیشتر بحران مالی جهان بر پیکره خود خواهد بود معمولاً تاخیر در اعلام نرخ سود و حتی تعیین آن بدون توجه به نرخ تورم قطعاً به اثرات منفی بحران دامن خواهد زد.

سرمایه گذاران شروع به فروش عجیب و غریب اوراق قرضه آمریکا و انگلیس کردند. پیام روشن بود. دیگر در مقابل عرضه روز افزون اوراق قرضه شما، تقاضای چندانی نیست. خبر به سرعت پخش شد و ظرف نیم ساعت بازاری که ۲٠٠ واحد مثبت بود به ۸٠ واحد منفی تبدیل شد. بازار نشان داد که به حرکات اوباما اعتماد کافی ندارد. من اعتقادم بر اینست که در پی شکنندگی و بالا و پائین رفتن های هر روزه وال ستریت تا آخر تابستان امسال تکلیف اقتصاد غرب و آمریکا یکسره خواهد شد. یا داوجونز حرکت آرام و رو به بالائی را آغاز خواهد کرد و یا به سمت ۴٠٠٠ و یا حتی ۳٠٠٠ حرکت خواهد کرد (امروز حدود ۷۷٠٠). در این میان سقوط کرایسلر و جی ام و از همه خطرناکتر AIG، می تواند اقتصاد آمریکا را پائین بکشد و حتی به بحران های اجتماعی منجر شود. هفته آینده کنفرانس G20 نشان خواهد داد که رهبران کشورهای ثروتمند واقعا می دانند چه دارند می کنند یا نه. محتوای سخنان دیروز گوردون براون اعتراف گونه ای بود که انگلیس دقیقا نمی داند دیگر چه باید بکند.
علیرغم تلاش گسترده و تزریق بی محابای پول توسط دولت آمریکا بازار جان نمی گیرد. این امر نشان می دهد که آنچه که در زیر پوست اقتصاد غرب در جریان است بیش از یک رکود اقتصادی است. این سیستم اقتصادی است که در حال پوست انداختن است و ظهور یک نظم جدید غیرقابل اجتناب است. نظمی که در آن دیگر دولت حق نداشته باشد از جیب مالیات دهندگان نگون بخت برای کمک به یک بنگاه ورشکسته مثل سی تی گروپ که ارزش بازارش در حدود ۲٠ میلیارد دلار است ۴۵ میلیارد دلار کمک کند! سی تی گروپ و بنک آو آمریکا چاره ای جز ملی شدن و یا ورشکستگی پیش رویشان نیست.
اگر یکسال پیش کسی به ما می گفت که غولی مانند AIG که تمامی صنعت بیمه جهان به وجود او وابسته است ملی خواهد شد به او می خندیدیم. ایدئولوژی افسار گسیخته بازار آزاد Laissez-Faire شکست خورده است. بدتر اینکه اوباما و تیم اقتصادیش با وفاداری افراطی به ایدئولوژی بازار فریدمنی روزی نیست که پول جدید منتشر نکنند و در ادامه سیاست های جورج بوش آنرا به دامن کمپانی های ورشکسته نریزند. در صورت ادامه این وضعیت اقتصادی و انفجار بیکاری در ماههای پیش رو احتمالا اوباما سومین رئیس جمهور ظرف پنجاه سال گذشته خواهد بود که دوره دوم ریاست جمهوری را نخواهد دید.
| Design By : Night Skin |






