١.ايران براي كاهش بيكاري و بهبود استاندارد زندگي در يك دوره ميان مدت با چالش افزايش نرخ رشد اقتصادي مواجه است كه دراين امر از يك سومربوط به ساختار اقتصادي واز سوي ديگر ناشي از قيمت نفت وسياستهاي انبساطي پولي ومالي است.
٢.تجزيه وتحليل يك دوره 42 ساله (٢٠٠٢-١٩٦٠)نشان مي دهد كه ميانگين سطح آموزش نيروي كار درايران٥ برابر شده كه نيمي از دلائل رشد در اين دوره به همين دليل بوده است.از سوي ديگر يك ارتباط نرخ رشد را حدود ٣ دهم در صد افزايش مي دهد. همچنين در دوره هاي با ثبات نسبي سياسي (۷٦-١٩٦٠و٢٠٠٢-١٩٨٩)نرخ رشد بالاتري از دوره هاي با تنش مياني (٨٨-١٩۷۷)ايجاد شده است
٣-طي سالهاي (۷٦-١٩٦٠) ايران با 9/6 درصد رشد يكي از سريع ترين رشد اقتصادي در جهان را داشت روند رشد طي سالهاي روند رشد طي سالهاي (٨٨-١٩۷۷)معكوس شد كه ناشي از تنش هاي دروني پس از انقلاب و جنگ تحميلي و تحريم اقتصادي و كاهش درآمد نفت بوده است بطوري كه در سال ٨٨ توليد نفت 36 درصد توليد سال 76وقيمت آن هم با 40%كاهش مواجه بوده است.
٤.طي سالهاي (٢٠٠٢-١٩٦٠)اقتصاد در ايران در بخش صنعت قويترين عملكرد را داشته است بطوري كه بطور متوسط سالانه٦/۷درصد رشد داشته است و در سال
٢٠٠٢حدود ٢٣ برابر سال ١٩٦٠ بوده است اين رشد در بخش نفت 2/5 برابر در بخش كشاورزي بطور ميانگين 4/2 درصد ودر بخش خدمات 5/4درصد در سال بوده است .
٥. به رغم رشد سريع بخش صنعت پائين بودن بهره وري حاكي از پائين بودن بازده سرمايه گذاري است زيرا نرخ سرمايه گذاري در اين سالها (٢٠٠٢-١٩٦٠)٣٠%يعني حتي بالاتر از كشورهاي آسيايي جنوب شرقي مي باشد ولي نتيجه نهائي اين نسبت حاكي از آن است كه اين نرخ بيش از اين نبايد افزايش يابد بلكه لازم است بازدهي پروژه هاي سرمايه گذاري بهبود يابد.
٦-در برنامه ٥ساله سوم اصلاحاتي در زمينه كاهش وابستگي در آمد هاي عمومي به نفت ايجاد شده كه شامل اصلاح قانون ماليتها ،ايجاد صندوق ذخيره ارزي براي دفع نوسانات قيمتها ورفتارهائي براي بهبود مديريت ها بود
۷-با وجود اين همه تلاش ها اقدامات اعمال شده تحت فشارهاي داخلي وجوسياسي بيرون كم اثر بوده و منابع مالي همچنان وابسته به نفت ميباشد بنابراين براي كاهش اثر
نو ساني قيمت نفت و كاهش نرخ تورم و ذخيره نفت براي آيندگان بايد مقامات در يك چار چوب ميان مدت برنامه اي تدوين كنند.
٨-تخمين ثروت هيدروكربور ايران به يك سري فرضيات بستگي دارد. براساس ذخائر اثبات شده ذخائر نفت وگاز سوز كشور به ترتيب براي ۷٥-۷٨سال برآورده شده است.
٩-حساب ذخيره ارزي كه در سال 2000 براي مصون ماندن بودجه از نوسان قيمت نفت ايجاد شده در يك حساب در بانك مركزي زير نظر رئيس كل بانك مركزي ،وزير امور اقتصادي ودارايي،رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي ودونفر از مجلس نگهداري مي شود.
١٠-در برنامه ٥ ساله سوم توسعه، قيمت هربشكه نفت 16 دلار پيش بيني شده بود كه مازاد آن بايد به حساب ذخيره ارزي ريخته شود.اگر در آمد حاصل از صادرات نفت طي يك دوره ١١ماهه كمتر از پيش بيني بودجه باشد بانك مركزي متناسب با مصرف مورد نياز از حساب ذخيره برداشت ومعادل ريالي آنرا به خزانه ميريزد
١١-تمام دارائي خارجي حساب ذخيره ارزي در يك حساب سپرده ارزي در بانك مركزي نگهداري مي شود و50% اين مبلغ با بهره مشخص به بخش خصوصي داخلي وام داده مي شود
حساب ذخيره ارزي از 2001 تا 2004 (ميليون دلار )
|
استفاده از درآمد هاي نفتي مصوب در برنامه سوم |
٢٠٠١-٢٠٠٠ |
٢٠٠٢-٢٠٠١ |
٢٠٠٣-٢٠٠٢ |
٢٠٠٤-٢٠٠٣
|
|
١١۷٣١ |
١٢٨٦٤ |
١١٠٥٨ |
١١٥۷٩ |
|
درآمد واقعي نفت |
١٤۷٢٦ |
١٥٢۷٩ |
١۷٨٠٠ |
٢٠٩٤٩ |
١٢-يارانه ها شامل يارانه هاي بودجه اي است كه به كالاهاي اساسي مثل گندم،برنج و... تجهيزات پزشكي وداروئي و خريد تضميني محصولات كشاورزي تعليق مي گيرد. يارانه هاي مخذائي از طريق كوپن وبدون در نظر گرفتن سطح درآمد به همه داده مي شود.
١٣- اعطاي يارانه ها سبب مصرف بيش از حد انرژي شده است. بطوري كه ايران پر مصرف ترين كشور جهان در زمينه انرژي است. . در سال ٢٠٠٣-٢٠٠٢كل مصرف نفت ايران ٥/1ميليون بشكه در روز ومعادل مصرف اسپانيا كه توليد ناخالص آن ٦برابر ايران مي باشد بوده است .در اين زمينه آلودگي هوا به عنوان مشكل زيست محيطي در تهران بروز كرده است.
١٤-در زمينه سيستم مالي بعداز ملي كردن گسترده در دهه 80،دردهه 90و2000 تقويت راندمان مورد توجه قرار گرفت بطوري كه مقدار كمي از ساختار سيستم مالي را كه هنوز توسعه نيافته بود ودستوري عمل مي كرد تغيير داد ولي اين سيستم نيازبه همسوئي بابازرگاني خارجي وافزايش نقش بخش خصوصي دارد.
١٥-بانكهاي دولتي عمدتا تامين كننده اصلي منابع مالي بخشها ي مختلف هستند وبا سود رايانه اي در خدمت بخشهاي اقتصادي با الويت وبويژه كشاورزي هستند. بازار سهام با وجود افزايش سرمايه آنها هنوز سهم كمي از نقد ينگي رادارد .
١٦-سيستم مالي ايران در يك فضاي اقتصاد كلان شكننده عمل ميكند مثلا در طي دوره (٤-٢٠٠٣و٩-١٩٨٩)رشد توليد ناخالص بطور ميانگين 0/5 وتورم در طيف ١١تا ٤٩ درصد بوده در حاليكه به علت افزايش نرخ رشد پول و اعتبار دردو سال گذشته نرخ تورم به 15/5درصد رسيده است.
١۷-ايران در زمينه سياست گذاري پولي وتوسعه بخشهاي مالي بانكي وغير بانكي در ميان كشور هاي توليد كننده نفت (MENA)رتبه پايين را به دست آورده است.
١٨-بدنبال انقلاب 1979 تمام بانكهاي خارجي ملي شدند و مشاركت خارجي در بانكها منع شد فقط ازسال 2001 به اين سواست كه بانكهاي خصوصي مجاز به فعاليت هستند.
١٩-در حال حاضر سيستم بانكي شامل شش بانك تجاري دولتي، ٤ بانك تخصصي دولتي يك پست بانك دولتي وجهار بانك خصوصي كوچك است.بانكهاي دولتي با 98% سپرده ها عملا بر سيستم بانكي حاكم هستند. دارائي هاي بانكها حدود 49% ومنابع پولي آنها (بجزارز)معادل 45%توليد ناخالص داخلي است كه اين نسبت ها در مقايسه با كشورهاي(MENA)بسيار پائين بوده است.
٢٠-وضعيت مالي سيستم بانكي ايران نسبتا ضعيف است . با وجود افزايش سرمايه مالي در سال ٢٠٠٢ نسبت كفايت سرمايه را به 7/2 درصد مي رساند كه هنوز پايين تر از نرخ ٨ درصدي پيشنهادي "توافقنامه كفايت سرمايه باسل " است.درهمين دوره ،نرخ بازگشت دارائي در حد يك درصد تخمين زده مي شد ونسبت وامهاي غير اجرائي حدود 5/2درصد اعلام شد. در حاليكه بانكهاي خصوصي از موقعيت مالي قويتري بر خوردار هستند.
٢١-بانك ملي با كنترل يك سوم دارائي ها بالاترين درجه تمركز را در سيستم مالي دارد. همچنين تمركز وامها در بانكهاي دولتي بيشتر است.براساس يك ميانگين وزني 20 فقره اول در اعطاي وام در بانكهاي دولتي معادل 24/3درصد كل تسهيلات را در سال 2000شامل مي شد.همچنين با يكسان سازي نرخ ارز در سال ٢٠٠٢درجه"دلاريزه"كردن سيستم بانكي افزايش يافته است
٢٢-سيستم مالي ايران همچنين شامل يك سري موسسات مالي كوچك است.نزديك به 600 صندوق قرض الحسنه كه وام با سود صفر مي دهندونزديك به 1000تعاوني اعتباري وبرخي بنيادها كه موسسات شبه بانكي را اداره مي كنند ودر آخر تامين منابع مالي غير رسمي با نرخ هاي بهره بالا رايچ است.